کاریکاتورهای خنده دار
ماجرای ورود دوچرخه به تهران
معرفی و بازار کار رشته هماتولوژی (خون شناسی)

در ادمه مطالب ببینید...
باران اسیدی چیست؟
کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها
۵ ویژگی افراد با نفوذ
بسیاری از افراد قدرتمند و پرنفوذ در دنیا، در ارتباط برقرار کردن
با دیگران هنر زیادی دارند. آنها همیشه این سوال را از خود می پرسند:
«اکنون مساله مهم در اینجا چیست؟»
چنین افرادی دارای کیفیت ها و ویژگی هایی هستند که باعث نفوذ و تاثیرگذاریشان روی دیگران می شود.
تعدادی از این ویژگی ها پیش روی شماست:
۱ – سخنوری
نفوذ افراد معمولا از زبان و کلامشان آغاز می شود؛ به این معنا که این نوع
افراد ارتباط کلامی درست و قدرتمندی با سایرین برقرار می کنند و همین امر
باعث می شود اولین قدم را محکم بردارند.
۲ – بازارگرمی
این یکی از ویژگی های بسیار تاثیرگذار افراد بانفوذ است. این جور افراد به
مسائل عادی و پیش پا افتاده از نظر من و شما چنان آب و تابی می دهند که طرف
مقابل باور می کند یکی از مهمترین اتفاقات زمین روی داده است.
بازارگرمی از دیدگاه ما ایرانی ها کلا ناپسند است و چهره خوبی ندارد اما
خوب است بدانید این کیفیت و ویژگی یکی از مهمترین ویژگی های افراد بانفوذ
است.
۳ – اهل شلوغ کردن و انرژی دادن
بانفوذها بمب انرژی هستند. هر جا می روند یک بغچه انرژی هم همراه خود می
برند و میان دیگران تقسیم می کنند. اینطور افراد را همه دوست دارند و ازشان
تاثیر می گیرند.
۴ – اعتماد سازی
بانفوذها پیش از اینکه به کسی نزدیک شوند، اعتماد او را جلب می کنند. آنها
خوب می دانند که نباید هیچ کاری را چه در زندگی شخصی و چه کاری بی محابا
انجام داد. پس اول اعتماد دیگران را جلب می کنند، بعد کارشان را انجام می
دهند.
۵ – به روز بودن
برای این افراد به روز بودن و خبر داشتن از همه چیز، حواس جمعی و با مد روز
پیش رفتن خیلی مهم است. آنها می خواهند همیشه در صدر باشند و همین باعث می
شود که خود را به روز و آپدیت نگاه دارند.
بی علاقگی به درس خواندن

در ادمه مطالب ببینید...
دو حکایت از افلاطون

زشتی و زیبایی
روزی، آدم نادانی که صورت زیبایی داشت، به « افلاطون » که مردی دانشمند بود، گفت: ” ای افلاطون، تو مرد زشتی هستی”.
افلاطون گفت: « عیبی که بود گفتی و آن را به همه نشان دادی، اما آنچه که دارم، همه هنر است، ولی تو نمی توانی آن را ببینی. هنر تو، تنها همین حرفی بود که گفتی، بقیه وجود تو سراسر عیب است و زشتی. بدان که قبل از گفتن تو، خود را در آینه دیده بودم و به زشتی صورت خودم پی برده بودم. بعد از آن سعی کردم وجودم را پر از خوبی و دانش کنم تا دو زشتی در یک جا جمع نشود. تو مردی زیبارو هستی، اما سعی کن با رفتار و کارهای زشت خود، این زیبایی رابه زشتی تبدیل نکنی”.
بزرگوار مردی
آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر
نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: « امروز فلان مرد از تو بسیار خوب می گفت
که افلاطون عجب بزرگوار مردی است و هرگز کسی چون او نبوده است.»
افلاطون چون این سخن بشنید سر فرود برد و سخت دلتنگ شد.
آن مرد گفت:« ای حکیم! از من تو را چه رنج آمد که چنین دلتنگ شدی؟»
افلاطون پاسخ داد:« ای خواجه! مرا از تو رنجی نرسید. ولی مصیبت بالاتر از این چه باشد که جاهلی مرا ستایش کند و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم کدام کار جاهلانه کرده ام که او خوشش آمده و مرا به خاطر آن ستوده است!
۸ تمرین ورزشی برای رفع کمر درد
تمریناتی که در زیر ارائه می شود؛ باعث کشش و تقویت عضلات شکم و ستون
فقرات می شود.می توانند از مشکلات کمر جلوگیری کنند و در رفع کمر درد مؤثر
هستند. چرا که عضلات پشت و شکم قوی به حفظ وضعیت خوب قامت و موقعیت درست
ستون فقرات کمک می کنند.
اگر عضلات شما سفت می باشد.قبل از انجام تمرینات دوش یا حمام گرم بگیرید.
بر روی یک فرش یا حصیر تمرین کنید. لباس های شل و راحت به تن کنید و کفش
نپوشید.از انجام تمریناتی که باعث ایجاد درد می شوند خودداری کنید.
این تمرینات تنها یک پیشنهاد است. آن ها را قبل از انجام با پزشک خود بررسی
کنید. از فیزیوتراپیست یا پزشک خود بخواهید تا در توسعه یک برنامه تمرینی
به شما کمک کند.از پزشک خود بپرسید چند بار در هفته نیاز به انجام تمرینات
دارید.
توجه: اگر دچار عارضه فتق دیسک یا هر مشکل دیگری هستید قبل از انجام تمرینات با پزشک خود آن را بررسی کنید.
تمرینات:
تمرین اول:
پاشنه یک پا را بر روی یک میز با حدود ارتفاع ۱۵ اینچ بگذارید. پای خود را
راست کنید. به جلوخم شوید،ازمفصل لگن خم شوید تا زمانی که یک کشش ملایم پشت
ران احساس کنید.مطمئن شوید که شانه هایتان دچار چرخش نشود و همچنین از
کمرخم نشوید. می خواهید پای خود را کشش دهید نه کمرخود را. این کار را ۳
بار بر روی هر پا انجام دهید. مدت زمان اجرا ۱۵ تا ۳۰ ثانیه می باشد.
تمرین دوم:
بر روی دست ها و زانوهایتان بروید.اجازه دهید شکم تان خم شود. اجازه دهید
کمرتان به سمت پایین خمیده شود.این موقعیت را برای ۵ ثانیه نگهدارید.سپس
کمرخود را قوس دهید.برای ۵ ثانیه نگهدارید. این حرکت را ۲ ست ۱۵ تکراری
انجام دهید.
تمرین سوم:
بر روی زانو و دست تان قرار بگیرید. عضلات شکم خود را منقبض کنید تا ستون
فقرات سفت گردد. در حال حفظ این حالت یک دست و پای مخالف را دور از بدن
بلند کنید. این حالت رابه مدت ۵ ثانیه نگهدارید. باز و پاهایتان را به
آرامی پایین بیاورید و حرکت را درطرف مقابل انجام دهید.این حرکت را ۱۰ بار
برای هرطرف انجام دهید.
تمرین چهارم :
به پشت بر روی کف اتاق با زانوهای خم دراز بکشید در حالی که کف پاها برروی
زمین باشد. شکم خود را به داخل بکشید و کمر خود را بر روی کف
فشاردهید،پشت شما وسیع تر می شود. این حالت را ۱۵ ثانیه نگهدارید سپس آرام
بگیرید. این حرکت را برای ۵ تا ۱۰ بار انجام دهید.
تمرین پنجم:
با زانوهای خم و پاهای قرارداده شده روی کف اتاق به روی پشت دراز بکشید.
شکم خود را منقبض کنید و عضلات شکم را منقبض کنید. با دست های کشیده به
بیرون درمقابل خود،بالاتنه خود رابه سمت جلوخم کنید تاشانه هایتان از کف
اتاق جدا شود. این حالت را ۳ ثانیه نگه دارید. نفس خود را متوقف نکنید. این
به شما کمک می کند هنگام بالا آوردن شانه هایتان به بیرون نفس بکشید. به
پشت بر روی کف آرام بگیرید. این حرکت را ۱۰ بار انجام دهید. ۲ ست با ۱۵
تکرار انجام دهید. برای به چالش کشیدن خود دست هایتان در پشت سر محکم
بگیرید و آرنج ها را به طرفین بدن بیرون نگه دارید.
تمرین ششم :
با زانوهای خمیده به پشت دراز بکشید.مچ یک پار را بر روی زانوی پای دیگر
قرار دهید. کشاله ران پای پایین تر را بگیرید و به سمت سینه خود بکشید.
کششی در طول کپل و احتمالا” بیرون لگن خاصره احساس خواهید کرد. کشش را ۱۵
تا ۳۰ ثانیه نگه دارید. حرکت را ۳ بار بر روی هر پا انجام دهید.
تمرین هفتم:
دمر روی زمین دراز بکشید برای ۵ دقیقه. اگر این حرکت بسیار آسیب زننده می
باشد یک بالش زیر شکم قرار دهید. این حرکت درد ران و پشت را کاهش
میدهد.زمانی که بدون بالش به مدت ۵ دقیقه دراز بکشید، می توانید حرکت ب این
تمرین را ادامه دهید.
بعد از دراز کشیدن بر روی شکم به مدت ۵ دقیقه، برای ۵ دقیقه دیگر بر روی
آرنج ها به سمت بالا تکیه دهید. اگر بتوانید این حرکت را بدون درد بیشتر در
ناحیه ران و کپل انجام دهید می توانید قسمت سوم این تمرین را انجام دهید.
با دست های زیر شانه بر روی شکم دراز بکشید. سپس دست های خود را به پایین فشار داده و آرنج های را باز کنید در حالی که کپل بر روی کف قرار دارد. برای ۱ ثانیه نگه دارید و خود را به سمت کف پایین بیاورید. ۳ الی ۵ ست ۱۰ تکرار انجام دهید. ما بین هر ست ۱ دقیقه استراحت کنید.هیچ گونه دردی در ناحیه پاها نخواهید داشت وقتی این حرکت را انجام دهید اما کمی احساس درد در ناحیه کمر طبیعی خواهد بود.این حرکت را در چند بار در روز انجام دهید.
تمرین هشتم:
با پاها، کپل و شانه های مستقیم و راست بر روی یک طرف دراز بکشید. بر روی
بازوی خود تکیه دهید طوری که آرنج دقیقاً زیر کتف قرار می گیرد. کپل خود
را از زمین جدا کنید و بر روی بازو و قسمت خارجی مچ پا تعادل یابید. سعی
کنید این حالت را ۱۵ ثانیه نگه دارید سپس به آرامی کپل خود را پایین
بیاورید. حرکت را برای هر طرف تغییر و تکرار کنید. این حرکت را برای نگه
داشتن تا یک دقیقه یا بیشتر تمرین کنید. این تمرین می تواند با زانو و کپل
خم شده به طرف سینه آسان تر انجام شود.
ورزش هایی برای شادابی صبحگاهی دانش آموزان
تغییر نگرش!...
آرزوی مرد
تولید موس کامپیوتر که با تنفس کار می کند.
نکاتی دربارۀ سرطان کبد
چرا برگ درختان در پاییز زرد و قرمز میشود؟!
داستان چهار نفر که زبان هم را متوجه میشوند
چهار تن با هم همراه بودند یکی ترک و یکی تازی، یک فارس و یکی رومی. به شهری رسیدند. یکی از راه دلسوزی به آنان یک درهم پول داد که غریب بودند.
فارسی زبان: «با این پول انگور بخریم.»
تازی گوی (عرب زبان): «عنب بخریم.»
ترک زبان: «اُزُم بخریم.»
رومی زبان: «استافیل باید بخریم.»
ستیز و جنگ و نزاع در میانشان درگرفت تا جایی که به هم مشت می زدند. حکیمی آنجا رسید و به سخنان آنان گوش داد. او که چهار زبان را می دانست فهمید همه یک چیز می خواهند ولی به زبان خود می گویند. پول آنان را گرفت و رفت برای آنان انگور خرید هر چهار نفر مطلوب خود را دیدند و خوشحال شدند و دعوا پایان یافت. این است کار حکیمان الهی و اولیای خدا.
مرغ ِجان ها را درین آخِر زمان نیستشان از همدگر یک دم امان
هم سلیمان هست اندر دور ِما کو دهد صلح و نماند جور ِما
مرغ جانها را چنان یکدل کند کز صفاشان بی غِش و بی غِل کند [1]
راننده کامیون
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!
چگونه وبلاگ ( و یا سایت ) پر بازدیدی داشته باشیم ؟!!
در ادامه مطالب ببینید...
آیا می دانستید ...
آيا مي دانستيد که فيل بالغ در روز 220 كيلوگرم غذا و 200 ليتر آب مصرف ميكند؟
- آيا مي دانستيد که روزانه فقط در قاره آفريقا سه هزار نفر جان خود را در اثر ابتلا به بيماری مالاريا از
دست ميدهند و به طور سالانه يک ميليون کودک در دنيا جان خود را بر اثر اين بيماری از دست ميدهند؟
- آيا مي دانستيد کهکشان راه شيری تقريبا" صد ميليارد ستاره دارد؟
- آيا مي دانستيد که کره مريخ 687 روزه به دور خورشيد ميچرخد؟
- آيا مي دانستيد جرم زمين 6 هزار ميليارد ميليارد تن ميباشد؟
- آيا مي دانستيد که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد؟
- آيا مي دانستيد در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر
سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفهجويي كند؟
- آيا مي دانستيد که خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از کره زمين است؟
- آيا مي دانستيد که دلفينها هم مانند گرگها هنگام خواب يك چشمشان را باز میگذارند؟
- آيا مي دانستيد تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است؟
- آيا مي دانستيد که انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند؟
- آيا مي دانستيد پلک زدن خانمها تقريبا" دو برابر آقايون هستد؟
- آيا مي دانستيد قديمي ترين بنا در شمال توکيوست که پانصد هزار سال قدمت دارد؟
- آيا مي دانستيد در جهان به 6000 زبان تکلم ميشود؟
- آيا مي دانستيد اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است؟
- آيا مي دانستيد که فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند، در حالی که فک یک
سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند؟
- آيا مي دانستيد دما در کره ما بين 100+ تا 200- درجه سانتيگراد در نوسان است؟
- آيا مي دانستيد که شن خيس از شن خشک سبکتر است؟
- آيا مي دانستيد که نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است؟
- آيا مي دانستيد که حلزون ميتواند سه سال بخوابد؟
- آيا مي دانستيد روزانه 14000 نفر در جهان به بيماری هولناک ايدز مبتلا ميشوند؟
- آيا مي دانستيد زمانيکه عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد؟
!!!!!!!!
عکس های خنده دار
عابد و سگ
روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند. بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت... مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد. مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟
به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم... تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی...
مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد
کلک
انیشتین و راننده او
کوهنورد با تجربه
نجار
لباس زیبای دروغ
خدایا هر چی تو میخوای
حکایت های ملا نصرالدین(قسمت اول)
روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟
داستان دم خروس
یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,
ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید
حکایت های ملا نصرالدین(قسمت دوم)
راز خوشبختی
تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی میکرد.
به جای اینکه با یک مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم میخورد، فروشندگان وارد و خارج میشدند، مردم در گوشهای گفتگو میکردند، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی مینواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکیها لذیذ چیده شده بود. خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد.
آیا خدا هست؟
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.
به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود...

خدا هست
دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.
استاد پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟ کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو ازجایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟
وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد
خدایا شکر...!
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافي است بگويند: خدايا شکر!
ابلیس و فرعون
۱۰ رفتار نامناسب هنگام استفاده از تلفن همراه

موبایل ها، تلفن های هوشمند، تبلت ها و سایر دستگاهای سیار تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی بشر امروز شده اند، به نحوی که تصور زندگی بدون آنها حتی امکان پذیر هم نیست. همواره آنها را با خود به همراه داریم و فعالیتهای متنوع و گوناگونی را به کمک آنها انجام می دهیم. با اینحال، فراگیر شدن هر پدیده ای، رفتارها و قوانین خاص خود را نیز به ارمغان خواهد آورد و استفاده از تلفن های همراه نیز از این قاعده مستثنی نیست.
آیا تاکنون از خود پرسیده اید که شخصی بودن دستگاه های همراه این اجازه را به صاحبانشان می دهد تا به هر شکلی که تمایل دارند از آنها در مکانهای مختلف استفاده کنند؟ یا اینکه نیاز است در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی در پیش گرفت؟ اخیراً سایت فوربز لیستی از 10 رفتار اشتباه به هنگام کار با تلفن های همراه را معرفی کرده است که مرتکب شدن آنها می تواند عواقب ناخوشایندی چون از دست دادن دوستان و همکاران یا نارضایتی رئیستان را در پی داشته باشد. پس اگر دوست ندارید در چنین موقعیتهایی قرار گیرید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا با این رفتارهای اشتباه بیشتر آشنا شوید.















سلام به وبلاگ بچه های نمونه آق قلا خوش آمدید. اميدوارم لحظات خوبي رو در وبلاگ داشته باشيد بخاطر اينكه از همه مطالب وبلاگ استفاده كنيد به موضوعات برويد و موضوع مورد علاقه تان رو انتخاب كنيد. نظر يادتون نره...