متن سخنرانی امام (ره)در بهشت زهرا

بسم الله الرحمن الرحیم


ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.


من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.


من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می کنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هائی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم.


خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید که از آنوقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که - بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.


حالا می آئیم سراغ دولت هائی که ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی که ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وکلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وکلا. شما الان اطلاع دارید که در این مجلسی که حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید که در تهران سکنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می کنم که آیا این وکلائی که در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید که اینها را خودتان تعیین کنید اکثر این مردم می شناسند این افرادی را که به عنوان مجلس و به عنوان وکیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی که بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی که در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینکه حقوق هر فرض کنید که وکیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم که در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی که ناشی می شود از یک شاهی که خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وکلائی که تعیین کرده است غیرقانونی است، دولتی که از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را که داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند که این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند که ما این وکلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا کسی که خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود که قانونی باشد ما می گوئیم که شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می کنیم که دولتی که به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می کند، حتی خودش قبول ندارد که قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی که دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت که غیرقانونی است، حالا چه شده است که می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وکلا بپرسید که آیا شما را ملت تعیین کرده است هر کدام ادعا کردند که ملت تعیین کرده است، ما دستشان را می دهیم دست یک نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می کنیم که این آقا آیا وکیل شما هست، شما او را تعیین کردید حتما بدانید که جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یک ملتی که فریاد می کند که ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است که سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است که یک قبرستان شهید برای ما درست بکنند، در تهران، یک قبرستان هم در جاهای دیگر


من باید عرض کنم که محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد، قبرستان های ما را آباد کرد. مملکت ما را از ناحیه اقتصاد خراب کرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است که اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یک دولت این کار را می تواند بکند و نه یک قشر از اقشار مردم این کار را می توانند بکنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه کنید، به اسم اینکه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان کنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان کنیم، اصلاحات ارضی درست کردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد که بکلی دهقانی از بین رفت، بکلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند از برای آمریکا و ما محتاج به او باشیم در اینکه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل که دست نشانده آمریکاست بیاوریم.


بنابراین کارهائی که این آدم کرده به عنوان اصلاح، این کارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یک لطمه ای بر مملکت ما وارد کرده است که تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بکنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و کمک کنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یک فرهنگ عقب نگه داشته درست کرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری که جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینکه یک مدتی در اینجا یک نیمه تحصیلی کردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بکنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است که این دانشگاه را داریم لکن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نکرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.


این آدم به واسطه نوکری که داشته، مراکز فحشا درست کرده، تلویزیونش مرکز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراکزی که اجازه دادند برای اینکه باز باشد، مراکز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مرکز مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی است، مراکز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما کی مخالفت کردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی که از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مرکز چیزی که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحش کشانده است. سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید که جوان های ما را اینها به تباهی کشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت کرده اند به مملکت ما.


و اما نف.


من دولت تعیین می کنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می کنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم، من به واسطه اینکه ملت مرا قبول دارد (تکبیر حضار) این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنید، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید. یک نفر آدمی که نه ملت قبولش دارد نه هیچ یک از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند که می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می کنند، از این حرف ها هم می زنند لکن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید که در یک مملکت که دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یک مملکت دو تا دولت ندارد لکن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی که ما می گوئیم، دولتی است که متکی به آرای ملت است، متکی به حکم خداست، تو باید یا خدا را انکار کنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینکه به امر آمریکا و اینها وادار کند یک دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام کند.


ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا کنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت که محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می کشند، ستاد درست کرده مردیکه در آن جائی که هست، روابط دارند درست می کنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی که همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به کام آمریکا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می کنم بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی که اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بکنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یک حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بکنیم.


و من باید یک نصحیت به ارتش بکنم و یک تشکر از یکی از ارکان ارتش، یک قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی که می کنم این است که ما می خواهیم که شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می کشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر کشیدند، می خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید


آقای سرلشکر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوکر باشید من به شما نصحیت می کنم که بیائید در آغوش ملت، همان که ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریکا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما که این حرف را می زنیم که ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است که بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید که چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.


و اما تشکر می کنم از این قشرهائی که متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی کشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ کردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشکر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی که در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تکلیف شرعی، ملی، کشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را کردند ما از آنها تشکر می کنیم و به اینهائی که متصل نشدند می گوئیم که متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از کفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این کار را بکنید، رها بکنید این را، خیال نکنید که اگر رها کردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است که شماها یا کسان دیگر درست کرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها که آمدند و متصل شدند، ما با کمال عزت و سعادت آنها را حفظ می کنیم و ما می خواهیم که مملکت، مملکت قوی باشد، ما می خواهیم که مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لکن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی که دیگران سرپرستی اش را بکنند و دیگران فرمان به آن بدهند.


والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته

هیچ کس در این دریا غرق نمی‌شود!

در ادامه مطالب...

ادامه نوشته

خجالت ممنوع شد

تاسفانه افراد خجالتی بسیاری از موقعیت های خوب زندگی خود را صرفا به دلیل آنکه خجالتی هستند از دست می دهند. ممکن است یک فرصت شغلی یا فرصت آشنایی با افراد جذاب را از دست بدهند یا نتوانند در مقابل دیگران از خود دفاع کنند.
خجالت کشیدن
اگر شما هم یکی از میلیون‌ها نفری هستید که با خجالت و کمبود اعتماد به نفس روبرو هستند، تایید می‌کنید که این ویژگی رفتاری بر سطوح مختلف زندگی شما تاثیر می‌گذارد، بخصوص هنگامی که با دیگران تعامل برقرار می‌کنید.
خجالتی بودن و کمرویی یک عیب و اشکال نیست یک عارضه است از رخ دادهای قدیم که ایجاد یک حس سرخوردگی و بی‌انگیزگی شده و در فرد حالت یاس و خستگی روحی غالب گشته است که با تمرین و مخصوصا ورزش می‌توان اعتماد به نفس خود را دوباره بالا برد ولی توجه باید داشت که باید برنامه داشت و از انجام کارهای هیجانی و غیر اصولی خودداری کرد تا به شکست نیانجامد و بد‌تر ایجاد حس منفی و افسردگی نماید.
اگر دوست دارید بر خجالتتان چیره شوید، گام‌های زیر را دنبال کنید؛ فقط باید قول دهید که هنگام اجرای این راهکارها، با یکی دو شکست، میدان را خالی نکنید زیرا تسلط بر تکنیک‌های ضدخجالت و کسب مهارت‌های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت‌ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است. به همین سادگی!
-تظاهر کنید که خجالتی نیستید. بعضی اوقات لازم است تظاهر کنید که احساس راحتی می‌کنید تا اینکه آهسته آهسته اعتماد به نفس خود را به دست آورید. اما این کار چگونه ممکن است؟ بهترین راه این است که به رستوران یا فروشگاهی بروید که با آن آشنا نیستید. چون افرادی که در آنجا هستند شما را نمی‌شناسند، می‌توانید هر طوری که دوست دارید رفتار کنید. قبل از اینکه از خانه خارج شوید، از خودتان بپرسید که شخصیت جدید شما چگونه رفتار خواهد کرد. آسان‌ترین راه چیست؟ وقتی به سوپرمارکت می‌روید برای چند لحظه با فروشنده ارتباط برقرار کنید، یک مکالمه کوتاه داشته باشید و حتی با او شوخی کنید.
-زبان بدنتان را تغییر دهید. (ظاهر افراد نشان دهنده بخشی از شخصیت آنهاست) اکثر خجالتی‌ها سرشان را پایین می‌اندازند، به زمین نگاه می‌کنند، قوز می‌کنند و دست‌هایشان را در جیب قرار می‌دهند. سعی کنید زبان بدنتان را تغییر دهید. تماس چشمی برقرار کنید، هنگام راه رفتن به بالا نگاه کنید، به روشنی و با قاطعیت صحبت کنید، وقتی صحبت می‌کنید دست‌هایتان را حرکت دهید، وقتی با شما حرف می‌زنند سر تکان دهید و صاف بایستید. این کار به تمرین نیاز دارد بنابراین کار خود را با کسانی شروع کنید که آن‌ها را می‌شناسید و با آن‌ها احساس راحتی می‌کنید.
- نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن‌ترین و با اعتماد به نفس‌ترین آدم‌هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می‌گیرند. شما دلتان می‌خواهد وقتی به یک جمع وارد می‌شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ همهء این‌ها را می‌توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همهء ما آدم‌ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین‌های مکرر این چنینی، ناخودآگاه‌تان را به‌‌ همان سمتی می‌برد که بیشتر تمرینش را می‌کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دلتان می‌خواهد.
-روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفستان را به وضوح افزایش خواهد داد.
 
خجالت ممنوع شد!
-از دیگران یاد بگیرید. وقتی با کسی روبرو می‌شوید که برون گرا، اجتماعی و خوش سر و زبان است، به طرز رفتار، گفتار و حرکات بدنش توجه کنید. چهره او هنگام صحبت کردن چه حالاتی دارد؟ چگونه عقاید و تفکراتش را منتقل می‌کند؟ سعی کنید بعضی از این نکات را در زندگی خود پیاده کنید. لازم نیست کسی را الگوی خود قرار دهید یا از او تقلید کنید، ولی توجه به رفتار دیگران به شما کمک خواهد کرد تا روش خاص خود را پیدا کنید.
آنچه در بالا گفته شد به شما کمک می‌کند تا بر خجالت خود غلبه کنید و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. فراموش نکنید که قرار نیست معجزه اتفاق بیفتد و همه چیز یک شبه درست شود، ولی اگر از اراده کافی برخوردار باشید و نکات بالا را هر روز اجرا کنید، کم کم خواهید دید که خجالتتان ناپدید شده است.
- شکست‌‌هایتان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت‌های ضد خجالت تلاش می‌کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست‌هایی هم در سر راه‌تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید. فراموش نکنید که نوابغ هم بار‌ها و بار‌ها در مسیر تلاش‌‌هایشان شکست خورده‌اند؛ اما دست از کار نکشیده‌اند.
این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن‌ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن‌ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری‌ها و مشکلات دیگر زندگی‌اش فکر می‌کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکستتان، مثل نابغه‌ها، درس تازه‌ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین‌های بعدی به کار ببندید.
-خوش بینی را تمرین کنید. بسیاری از خجالتی‌ها نسبت به زندگی و سایر افراد نگاهی بدبینانه دارند. ممکن است کارتان را دوست داشته باشید ولی از برقراری ارتباط با دیگران خوشان نیاید. ممکن است نسبت به کسانی که از شما خوشحال‌تر یا موفق ترند دید بدی داشته باشید. مطمئنا آن ابر خاکستری بدبینی که با خود به هرکجا می‌برید، به عزت نفستان صدمه خواهد زد. می‌گنا دات آی آر. پس دیدگاه‌ها و تفکرات منفی را کنار بگذارید و خوش بین باشید. به زودی در می‌یابید که وقتی نسبت به دیگران و دنیای اطرافتان دید مثبت تری داشته باشید، اعتماد به نفستان بیشتر خواهد شد.
 
حرف آخر
انجام دادن تمرین‌هایی که از آن‌ها حرف می‌زنیم، به عهدهء خودتان است، نه دیگران.
قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پُرحرفی که مجلس آرایی می‌کند و… این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی‌آید. آدم‌ها ذاتشان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می‌آید. به مهارت‌های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژیتان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت به خصوص می‌گذارید خیلی زود‌تر به نتیجه می‌رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند را تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی‌های جمع، تعریف‌های به جا و … هم همین طور.
به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقتتان را بگیرد. هر چه سخت‌تر به دست بیاورید، سخت‌تر از دست می‌دهید.



چگونه نوجوان مان را هنگام کار با اینترنت کنترل کنیم؟

طبق فرهنگ ما‌، تربیت فرزند باید و نباید‌های خاص خود را دارد‌، حتی در فضای مجازی. پس برای آن‌ که فرزند نوجوان‌تان به سلامت از این بزرگراه عبور کند‌، چند نکته را فراموش نکنید؛
-اول از همه باید با فرزندتان صحبت کنید
. شما مسئول تربیت او هستید و هیچ‌کس نمی‌تواند مثل شما او را برای زندگی امروز آماده کند. همان‌طور که وقتی کودک بود با گفتن «جیز» به او می‌فهماندید وسیله‌ای تیز و یا داغ است و نباید دست بزند‌، امروز هم با یک کلام شیرین می‌توانید در مورد خطرات استفاده‌ی ناصحیح از اینترنت با او صحبت کنید. به او بیاموزید کاربری هوشمند و مسئول باشد.
_ قانون مهم دنیای مجازی را به او یاد بدهید :
«کاری که در دنیای واقعی نباید انجام دهی، در دنیای مجازی هم ممنوع است.»
_ نمی‌شود استفاده از اینترنت را ممنوع کرد اما می‌توان برای آن قوانینی گذاشت.
مثلا کلمه‌ی اینترنت نامحدود نباید در خانه‌ی شما مجاز باشد. ساعاتی که فرزندتان اجازه دارد از اینترنت استفاده کند را مشخص کنید. این تعداد ساعات هر چه نوجوان کم سن‌تر باشد‌، باید کم‌تر تنظیم گردد.
_ اگر بتوانید رایانه‌ی خانه را جایی بگذارید که در کنترل نگاه شما هم باشد‌، حتماً این‌کار را انجام دهید
اما اگر چنین چیزی ممکن نیست و اگر فرزندتان رایانه شخصی دارد (پیشنهاد ما این است که چنین وسیله‌ای را تا ابتدای سنین جوانی و ورود به دانشگاه خریداری نکنید) نگذارید در یک اطاق با در بسته با آن کار کند. حتی اگر در اطاق شخصی‌اش این‌ کار را انجام می‌دهد، شما رفت‌و‌آمد داشته باشید.
_ علم خود را از اینترنت بالا ببرید
باید هم‌ پای فرزندتان پیشرفت کنید. اگر هم‌ پای رفتن‌تان نباشد‌، جا می‌مانید و آن‌ وقت نمی‌دانید چه اتفاقاتی ممکن است برای او پیش می‌آید. به‌روز بودن شما به همراهی با فرزندتان کمک می‌کند.
_ بد نیست هرازگاهی به رایانه سر بزنید و ببینید چه جستجوهایی انجام شده‌
البته این مهندسان دانشگاه نرفته‌، آن‌قدر به کوچه پس کوچه‌های اینترنت وارد هستند که ممکن است بتوانند اثر پای خود را پاک کنند. اگر رفتار غیر‌معمولی از فرزندتان دیدید، برنامه‌هایی مخصوص والدین کارآگاه روی سیستم نصب کنید تا مطمئن شوید خطری او را تهدید نمی‌کند البته در شرایط عادی چنین چیزی لازم نیست.
آخرین نکته و مهم‌ترین این است که اگر شما جای خالی بدهید‌، خیلی زود هرچیز و هرکسی ممکن است جای‌تان را پر کند. اشتغال زیاد و وقت نگذاشتن برای فرزندان‌، او را به سمت دنیای مجازی سوق می‌دهد که می‌تواند دوستان و نزدیکان همیشه در دسترسی داشته باشد که همیشه کنار او هستند. اگر خانواده‌ی گرم و صمیمی داشته باشید‌، برای اوقات فرزندان‌تان برنامه‌ریزی کنید‌، با او دوست باشید و بگذارید اتاق‌های خانه‌تان با خاطرات شیرین با هم بودن، پر شود، با این روش، شما بزرگ‌ترین فیلترینگ را در قلب نوجوان‌تان ایجاد کرده‌اید.

چگونه بدون سرمایه پولدار شویم؟

ادامه نوشته

ماجرای ورود دوچرخه به تهران

ادامه نوشته

کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها

fu4203 360x500 کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها


fu4205 353x500 کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها


fu4204 352x500 کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها

کاریکاتورهای خنده دار

fu4206 353x500 کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها


fu4207 343x500 کاریکاتور یادش به خیر اون وقتها


۵ ویژگی افراد با نفوذ

ra4 2737 5 ویژگی افراد با نفوذ

بسیاری از افراد قدرتمند و پرنفوذ در دنیا، در ارتباط برقرار کردن با دیگران هنر زیادی دارند. آنها همیشه این سوال را از خود می پرسند: «اکنون مساله مهم در اینجا چیست؟»
چنین افرادی دارای کیفیت ها و ویژگی هایی هستند که باعث نفوذ و تاثیرگذاریشان روی دیگران می شود.

تعدادی از این ویژگی ها پیش روی شماست:

۱ – سخنوری
نفوذ افراد معمولا از زبان و کلامشان آغاز می شود؛ به این معنا که این نوع افراد ارتباط کلامی درست و قدرتمندی با سایرین برقرار می کنند و همین امر باعث می شود اولین قدم را محکم بردارند.

۲ – بازارگرمی
این یکی از ویژگی های بسیار تاثیرگذار افراد بانفوذ است. این جور افراد به مسائل عادی و پیش پا افتاده از نظر من و شما چنان آب و تابی می دهند که طرف مقابل باور می کند یکی از مهمترین اتفاقات زمین روی داده است.
بازارگرمی از دیدگاه ما ایرانی ها کلا ناپسند است و چهره خوبی ندارد اما خوب است بدانید این کیفیت و ویژگی یکی از مهمترین ویژگی های افراد بانفوذ است.

۳ – اهل شلوغ کردن و انرژی دادن
بانفوذها بمب انرژی هستند. هر جا می روند یک بغچه انرژی هم همراه خود می برند و میان دیگران تقسیم می کنند. اینطور افراد را همه دوست دارند و ازشان تاثیر می گیرند.

۴ – اعتماد سازی
بانفوذها پیش از اینکه به کسی نزدیک شوند، اعتماد او را جلب می کنند. آنها خوب می دانند که نباید هیچ کاری را چه در زندگی شخصی و چه کاری بی محابا انجام داد. پس اول اعتماد دیگران را جلب می کنند، بعد کارشان را انجام می دهند.

۵ – به روز بودن
برای این افراد به روز بودن و خبر داشتن از همه چیز، حواس جمعی و با مد روز پیش رفتن خیلی مهم است. آنها می خواهند همیشه در صدر باشند و همین باعث می شود که خود را به روز و آپدیت نگاه دارند.

ورزش هایی برای شادابی صبحگاهی دانش آموزان


ادامه نوشته

تولید موس کامپیوتر که با تنفس کار می کند.


ادامه نوشته

آیا می دانستید ...


آيا مي دانستيد که فيل بالغ در روز 220 كيلوگرم غذا و 200 ليتر آب مصرف ميكند؟

- آيا مي دانستيد که روزانه فقط در قاره آفريقا سه هزار نفر جان خود را در اثر ابتلا به بيماری مالاريا از

دست ميدهند و به طور سالانه يک ميليون کودک در دنيا جان خود را بر اثر اين بيماری از دست ميدهند؟

- آيا مي دانستيد کهکشان راه شيری تقريبا" صد ميليارد ستاره دارد؟

- آيا مي دانستيد که کره مريخ 687 روزه به دور خورشيد ميچرخد؟

- آيا مي دانستيد جرم زمين 6 هزار ميليارد ميليارد تن ميباشد؟

- آيا مي دانستيد که زرافه تار صوتي ندارد و لال است و نميتواند هيچ صدايي از خود در آورد؟

- آيا مي دانستيد در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر

سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفه‌جويي كند؟

- آيا مي دانستيد که خورشيد ۳۳۰۳۳۰ مرتبه بزرگتر از کره زمين است؟

- آيا مي دانستيد که دلفين‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب يك چشمشان را باز می‌گذارند؟

- آيا مي دانستيد تنها غذايي كه فاسد نمي‌شود، عسل است؟

- آيا مي دانستيد که انسان سالانه بيش از ۱۰ ميليون مرتبه پلک می زند؟

- آيا مي دانستيد پلک زدن خانمها تقريبا" دو برابر آقايون هستد؟

- آيا مي دانستيد قديمي ترين بنا در شمال توکيوست که پانصد هزار سال قدمت دارد؟

- آيا مي دانستيد در جهان به 6000 زبان تکلم ميشود؟

- آيا مي دانستيد اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است؟

- آيا مي دانستيد که فک انسان میتواند هنگام جویدن 200 پوند فشار وارد کند، در حالی که فک یک   

سوسمار میتواند 2000 پوند فشار وارد کند؟

- آيا مي دانستيد دما در کره ما بين 100+ تا 200- درجه سانتيگراد در نوسان است؟

- آيا مي دانستيد که شن خيس از شن خشک سبکتر است؟

- آيا مي دانستيد که نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است؟

- آيا مي دانستيد که حلزون مي‌تواند سه سال بخوابد؟

 - آيا مي دانستيد روزانه 14000 نفر در جهان به بيماری هولناک ايدز مبتلا ميشوند؟

- آيا مي دانستيد زمانيکه عطسه مي‌كنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه مي‌ايستد؟

!!!!!!!!

در ادامه مطالب...

ادامه نوشته

۱۰ رفتار نامناسب هنگام استفاده از تلفن همراه

موبایل ها، تلفن های هوشمند، تبلت ها و سایر دستگاهای سیار تبدیل به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی بشر امروز شده اند، به نحوی که تصور زندگی بدون آنها حتی امکان پذیر هم نیست. همواره آنها را با خود به همراه داریم و فعالیتهای متنوع و گوناگونی را به کمک آنها انجام می دهیم. با اینحال، فراگیر شدن هر پدیده ای، رفتارها و قوانین خاص خود را نیز به ارمغان خواهد آورد و استفاده از تلفن های همراه نیز از این قاعده مستثنی نیست. 

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که شخصی بودن دستگاه های همراه این اجازه را به صاحبانشان می دهد تا به هر شکلی که تمایل دارند از آنها در مکانهای مختلف استفاده کنند؟ یا اینکه نیاز است در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی در پیش گرفت؟ اخیراً سایت فوربز لیستی از 10 رفتار اشتباه به هنگام کار با تلفن های همراه را معرفی کرده است که مرتکب شدن آنها می تواند عواقب ناخوشایندی چون از دست دادن دوستان و همکاران یا نارضایتی رئیستان را در پی داشته باشد. پس اگر دوست ندارید در چنین موقعیتهایی قرار گیرید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا با این رفتارهای اشتباه بیشتر آشنا شوید.


ادامه نوشته

این همه سوال بی جواب ؟؟؟؟؟


این همه سوال بی جواب ؟؟؟؟؟

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی     !!  

هر روز تو دانشگاه میبینیم 100 تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!!

 ·اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!!  

یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: "کارشناس مسائل یمن"، من موندم این بنده خدا تو این 40 سال از چه راهی نون در میآورده!!  

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!!  

قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!  

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!  

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!!  

طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!!

واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه 2012 تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!

هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!

میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!!

یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!!

جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!!

برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟!!

 طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!

تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!

رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!

سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده 60 لیتر بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم وسطش!!

غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!

 میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!

بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن!!

 بغل دستیمون توی هواپیما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «یا ابالفضل»!!

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!

رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!

 کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین!!

 میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!!

یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور!!

 

ماجرای بیل گیتس در رستوران

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟

پیشخدمت : من متعجب شدم ....

 

 

بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !

گیتس خندید و جواب معنا داری گفت :

 

او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام

وکیل خسیس

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.


مسئول خیریه: آقای وکیل، ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید اکنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید، متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش در گذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد؟

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.
وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید، فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سال‌هاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه. نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...
وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سال‌هاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم این همه گرفتاری دارید ...
وکیل: خوب. حالا وقتی من به این‌ها یک ریال کمک نکرده‌ام، شما چطور انتظار دارید که به شما کمک کنم؟

نقش زن در موفقت مردان

ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:

زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم…

اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!»

گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافهایی حق به جانب…

باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو

کنسولی؟!»

شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!»

شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است… خاک بر سرت کنند!!!»

القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی

یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.

تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:


«خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی !»

ژاپن

هر یک از ما وقتی به نام ژاپن برخورد می کنیم، بگونه ای احترام آمیز با این نام برخورد می کنیم.شاید این نوع برخوزرد مربوط به برداشتی است که هر یک از ما در مورد این کشور و مردمش داریم در خاطرات کسانی هم که به این کشور سفر کردند نیز بیشتر به موارد مثبت مردم ژاپن اشاره می کنند.یادداشتی از طریق یکی از دوستان در باره «ژاپن و فرهنگ این کشور »به دستم رسید که گفتم در اینجا بیاورم. اگر هم صلاح دانستید هر کدام از ما مقایسه ای با کشورمان داشته باشیم.البته این به منزله نادیده گرفتن ویژگی های مثبت مردم عزیر و شریف کشورم نیست.


«آیا می دانستید که: در ژاپن نظافت عمومی حرف اول را می زند ؟ در ژاپن خانه‌ی ویلایی تقریباً وجود ندارد ؟

در ژاپن مردم اگر باغچه‌ی کوچک داشته باشند در آن ترب می‌کارند و اگر بزرگتر باشد برنج ؟

بن‌مایه‌ی قدرت اقتصادی ژاپن را زنان ژاپن می‌سازند ؟

 ژاپنی‌ها اصلاً پس‌انداز نمی‌کنند ؟ تورم در ژاپن منفی است ؟

حقوق یک معلم در ژاپن حداقل 7000 دلار در ماه است ؟

از کار مردن در ژاپن افتخار است ؟

یک کارمند ژاپنی برای رضایت مشتری حتی حاضر است خانواده‌ی خود را فدا کند ؟

 شکست در کار برای یک مدیر ژاپنی برابر مرگ است ؟

کارمندان ژاپنی روزی یک ساعت در محل کار ورزش دسته‌جمعی می‌کنند ؟

هر ژاپنی در هر شغلی که باشد به آن افتخار می کند ؟

مربیان و معلمان تمام کودکان ژاپنی خانم هستند و حتی از مادرانشان دلسوزترند ؟

 در ژاپن خانم ها عمدتاً تحصیلات عالی و بیشتر از نوع اقتصاد خانواده دارند ؟

 کارمندان ژاپنی اضافه کار نمی‌گیرند و متعهد هستند تا هر ساعتی لازم باشد در شرکت بمانند تا کار روزانه‌ی خود را تمام کنند ؟

 آقایان هر ساعتی از شب بخانه برگردند اولین پرسشی که از همسر خود می شنوند اینست: آیا شام خورده‌ای ؟

 در ژاپن برای انجام هر کاری دستورالعمل و برنامه‌ی از پیش تعیین شده وجود دارد، حتی تعمیر جدول یک باغچه‌ی کوچک کنار پیاده رو با نقشه و برنامه انجام می شود ؟

 دانش آموزان ژاپنی به همراه معلمان خود هر روز مدرسه خود را به مدت 15 دقیقه تمیز می کنند که منجر به ظهور نسلی می شود که فروتن و مشتاق پاکیزگی است ؟

 کارگر بهداشت در ژاپن "مهندس بهداشتی" نامیده می شود و می تواند حقوقی بین 5000 تا 8000 دلار در ماه طلب کند ؟

 ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد و سالانه با صدها زلزله مواجه می شوند اما این جلوی آنها را برای تبدیل شدن به بزرگترین های اقتصاد جهان نگرفته است ؟

 هیروشیما بعد از انفجار بمب اتم در آن شهر فقط 10 سال طول کشید تا به آنچه جنب و جوش اقتصادی قبل از افتادن بمب اتم در آن شهر بود باز گردد ؟

 در ژاپن از استفاده از تلفن همراه در قطارها، رستوران ها و اماکن سرپوشیده جلوگیری می شود ؟

 دانش آموزان ژاپنی از سال اول تا ششم ابتدایی باید اصول اخلاقی در برخورد با مردم را بیاموزند ؟

 از سال اول تا سوم مقدماتی دانش آموزان ژاپنی هیچ نوع امتحانی وجود ندارد ؟

 چون هدف از آموزش و پروش القای مفاهیم و ساختن شخصیت است و نه امتحان و اجبار ؟

ژاپنی ها حتی اگر یکی از ثروتمندترین افراد جهان باشند باز هم هیچ خدمتکاری در خانه ندارند و پدر و مادر مسئول خانه و کودکان خود هستند ؟

 اگر به یک رستوران در ژاپن بروید، متوجه خواهید شد که مردم به اندازه ای که نیاز دارند غذا می خورند، بدون تولید هیچ زباله و اسرافی ؟

 میزان تاخیر قطارها در ژاپن حدود 7 ثانیه در سال است ؟

 آنها ارزش زمان را درک می کنند و در دقیقه و ثانیه وقت شناس هستند ؟

 کودکان در مدرسه بعد از یک وعده غذایی دندانهای خود را مسواک میزنند و تمیز می کنند ؟

 آنها از سنین پایین به حفظ سلامتی خود اهمیت میدهند ؟

 دانش آموزان در ژاپن نیم ساعت طول می کشد تا وعده غذایی خود را تمام کنند به این دلیل که مطمئن شوند غذا به درستی هضم شده ؟

وقتی که درباره این نگرانی ها پرسیده می شود، آنها می گویند که این دانش آموزان آینده ژاپن هستند ؟

 در مدارس ژاپن به دانش‌آموزان نمره داده نمی شود و ارزیابی بصورت گروهی انجام می‌شود و گروه باید تلاش کند که همه در سطح خوبی قرار بگیرند ؟

 کودکان هنگام نشستن روی صندلی اتوبوس یا قطار ابتدا کفش خود را در می آورند و بدون کمک مادر روی صندلی می نشینند ؟

صورتمان را با آب سرد بشوییم یا گرم؟

صورت خود را قبل از خواب بشویید.

متخصصان اعلام کردند: رعایت بعضی موارد و ترک بعضی عادت‌ها منجر به داشتن پوست سالم و درخشان در افراد می‌شود.

متخصصان فرانسوی پیشنهادهایی را ارائه می‌کنند:
- صورت خود را قبل از خواب بشویید. این مورد بیشتر در مواردی که پوست آرایش شده است توصیه می‌شود، چرا که این مواد وارد منافذ پوست شده و باعث مسدود شدن آنها و جذب این مواد به داخل پوست می‌شود.

آب گرم یا آب سرد کدام‌ یک برای شستن صورت توصیه می‌شود؟
کارشناسان نه آب سرد را برای شستن صورت افراد توصیه می‌کنند و نه آب گرم را، بلکه پیشنهاد آنها شستن صورت با آب ولرم است. دوش آب داغ می‌تواند به پوست آسیب برساند.
- سیگار کشیدن نه تنها برای سلامتی مضر است بلکه به پوست هم آسیب می‌رساند. استعمال سیگار منجر به تسریع روند چین و چروک در پوست می‌شود.
- کمبود خواب هم می‌تواند برای پوست بسیار مضر باشد چرا که منجر به ایجاد استرس در فرد شده و این مورد به پوست آسیب جدی می‌رساند. به همین علت کارشناسان به افراد توصیه می‌کنند در شبانه‌روز ۷ تا ۸ ساعت بخوابند، زیرا در شب سلولهای آسیب‌دیده پوست ترمیم می‌شوند.
- همچنین استفاده از وسایل آرایشی آلوده به پوست آسیب می‌رساند.

ادامه نوشته

واقعیت روزگار ما


آخ غیراتیم

 آخ غیراتیم غایدیپ سنی تاپسادیم

ارکینگ بیله گینگ صحرا دا چاپسادیم

آغلاپ انگرأپ غیرات دییپ سؤزلأر من

ایلغاپ ایلغاپ آیاق ایزینگ گؤزلأر من

آخ غیراتیم سن سینگ منینگ سیراتیم

آخ غیراتیم ساواش گونی هایباتیم

بقیه در ادامه مطالب...

ادامه نوشته

راست دستها باهوش ترند یا چپ دستها؟

حدود ۱۰ درصد جمعیت جهان چپ دست هستند. پژوهشگران، ژن ( LRRTM1 ) را مسئول غلبه چپ دستی بر راست دستی می دانند.

در واقع افرادی که مقدار بیشتری از این ژن را در بدن خود دارند، چپ دست می شوند.

رشد هر یک از نیمکره های راست یا چپ مغز در افراد راست دست و چپ دست متفاوت است. نیمکره چپ مغز روی هماهنگی قسمت های مختلف بدن و فرامین و دستورات متمرکز است در حالی که نیمکره راست مغز روی مفاهیم و احساسات کنترل دارد. بدین ترتیب، می توان ویژگی های متفاوتی را در راست دست ها و چپ دست ها مشاهده کرد.

نتایج تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که افراد چپ دست نسبت به راست دست ها سازگارترند و به علت داشتن تمایلات استقلال طلبانه، در برابر فشارهای اجتماعی مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند. به علاوه، یک فرد چپ دست بسیار راحت تر از یک فرد راست دست می تواند از دست راست خود برای انجام کارها استفاده نماید، لذا به نظر می رسد افراد چپ دست با سرعت بیشتری قادر به تغییر و دگرگزینی هستند.

به طور کلی افراد چپ دست، انعطاف پذیرتر، باهوش تر و سازگارتر از افراد راست دست می باشند ولی در مواجهه با شرایط و موضوعات ترسناک، بیشتر دچار رعب و وحشت می شوند.

چرا بعضی افراد چپ دست هستند؟!

افراد چپ دست تنها افرادی هستند که مغز درستی دارند! خارج از مزاح به راستی چرا بعضی افراد چپ دست هستند؟

بسیاری از صاحب نظران معتقدند که اگر کودک چپ دست باشد و تمایل داشته باشد که کارهایش را با دست چپ انجام دهد و اگر عملکرد او با دست چپ درست باشد، نباید بابت این مسئله نگران بود. متاسفانه قبلا تصور می‌شد که این نوعی اختلال است و یا باعث می‌شود که فرد در زندگی دچار لغزش شود. حتی نوشتن نام خدا را با دست چپ گناه می‌دانستند و کودکان را وادار می‌کردند که هر طور شده قلم در دست راست گیرند.

 دو تئوری در مباحثات وجود دارد که گویای این حقیقت است که چرا 4% از مردم چپ دست هستند. یک تئوری دررابطه با این حقیقت مربوط به نیمکره‌های مختلف مغز است. نیمکره راست و چپ مغز که مسلما عملکرد متفاوتی دارند. پزشکان معتقدند که نیمکره چپ به نیمکره راست برتری و تسلط دارد. ریشه این اعتقاد این است که اعصابی که از مغز خارج می‌شوند به دو سمت متفاوت بدن می‌روند و اعصاب سایر بخش‌های مغز متقابل و برابر هستند.
نتیجه این مطلب این است که نیمکره چپ مغز عملکرد طرف راست بدن را کنترل نموده و برعکس. برتری نیمکره چپ مغز که عملکرد طرف راست بدن را اداره می‌کند به این دلیل است که چنین افراد راست دستی در خواندن، نوشتن، صحبت کردن و کارکردن ماهرتر هستند و افراد چپ دست کسانی هستند که به طبع طرف راست نیمکره مغزی آنها فعال تراست.
تئوری دوم عدم تقارن طبیعی بدن را توجیه می‌کند. این عدم تقارن از سر تا انگشتان پا به صورت خفیف و ظریف وجود دارد. مثلا طرف راست صورت کمی متفاوت تر از طرف چپ صورت است. پاهای راست و چپ از نظر قدرت متفاوت هستند و حتی سایز پاها کمی فرق می‌کند.
یکی از جنبه‌های این عدم تقارن این است که بیشتر افراد دست راست قوی تری دارند. بی تردید بسیاری از تجهیزات و اشیاء مثل دستگیره در، ملاقه، قیچی ، قفل، پیچ گوشتی، اتومبیل، دکمه‌های لباس ، وسایل موسیقی برای 96% مردم راست دست طراحی شده است. ولی افراد چپ دست این نابرابری را با تعلق داشتن به جامعه نخبگان جبران می‌کنند ، نخبگانی مثل لئونارد داوینچی و میکل آنژ.

 

راست مغز هستید یا چپ مغز؟

به ادامه مطالب بروید...

ادامه نوشته

درمورد نابغه دنیای فناوری بیشتر بدانید



به ادامه مطالب بروید...

ادامه نوشته

پاها شخصیت انسان را لو می دهند

ادامه نوشته

کشف شدن علت افسردگی نوجوانان


ادامه نوشته

چرا زنان شاد نیستند؟

ادامه نوشته

حکایت کوتاه: خیال خام

شخصی در حال تنگدستی و بی پولی به زن خود گفت: اگر بخواهیم فردا شب پلو بخوریم و فردا بروم یک من برنج بگیرم، چه قدر روغن برای آن لازم است؟

زن جواب داد: دومن روغن لازم دارد.
مرد با تعجب گفت: چه طور یک من برنج، دو من روغن می خواهد؟
زن گفت: حالا که ما با خیال پلو می پزیم لااقل بگذار چرب تر بخوریم.


چگونه عمر وسایل الکتریکی را افزایش دهیم؟

ادامه نوشته

شعر زیبای قیصر امین پور درباره کربلا


ادامه نوشته

بیوگرافی ستاره فوتبال: پله


ادامه نوشته

تاریخچه درخت کریسمس به کی بر می گردد؟


ادامه نوشته

کلاه گیس چگونه اختراع شد؟

به ادامه مطالب بروید...

ادامه نوشته

روح در اساطیر و اعتقادات ترکمن

ا) «آل» یا «آل باس‌سی» - یک موجود زن و قدرتمند. معمولا در شکل یک زن زشت تصویر می‌شه که موهاش تا زمین کشیده شده. طبق اعتقادات، می‌تونه انسان رو بکشه یا اذیتش کنه. برای اینکه از نزدیک شدنش به نوزاد جلوگیری کنن، نزدیک گهواره معمولا چاقو یا یک شی فلزی قرار می‌دن.

تصویر آل به عمق تاریخ بر می‌گرده و در اساطیر همه اقوام ترکی-مغولی و مردم همسایه‌شون وجود داره: ترکمن‌ها («آل» یا «آل باس‌سی»)، چوواش‌ها، تاتارها و باشقورت‌ها («آل‌باستی»)، توواها، آلتای‌ها و ساخاها («آباسی»)، ازبک‌ها («آل‌باستی»، «آل‌واستی»)، قرقیزها («آل‌بارستی»)، قزاق‌ها، قاراقالپاق‌ها و نوغای‌ها («آل‌باستی»)، در بین مردمان مغول‌نژاد («آل‌ماس») و

 ب) «قارا قئرناق» – روح صاحب جنگل و رودخانه. به صورت یک زن بلندقد و عریان توصیف می‌شه که موهایی بلند و طلایی داره (بعضا با صورتی سیاه). قاراقئرناق موجودی اغواکننده است و ضد-انسانه.

ج) «ایه» - روحی که در مکان‌های متروک زندگی می‌کنه. ترکمن‌ها اعتقاد دارن که ایه می‌تونه موجبات بیماری انسان رو فراهم بیاره و به‌علاوه، باعث صدمه فیزیکی بهش بشه. برای جلوگیری از مواجه شدن با ایه و حفاظت شدن در مقابلش، دعاها و رسوم خاصی در بین ترکمن‌ها وجود داره.

در بین مردمان ترک‌نژاد دیگه آسیای میانه و اوراسیا (قرقیزها، ازبک‌ها، قزاق‌ها، تاتارها، ...) به صورت ee، iýe و içi حفظ شده.

د) «دؤو» - موجودی شریر و ضد-انسان که قادره انسان رو دچار بیماری‌های فیزیکی یا روانی و همچنین بدبختی کنه. گفته می‌شه که معمولاً در شکل باد به انسان حمله می‌کنه و دیده نمی‌شه. برای جلب رضایتش معمولاً سه گاو یا سه شتر قربانی می‌کردن. اگر در خانه کسی دؤو ساکن بشه، طبق اعتقادات، صاحب خانه دچار تنگدستی خواهد شد و هرچقدر که تلاش کنه از بدبیاری خارج بشه، بی‌فایده خواهد بود.

ه) «قارا باسالاق» - روح شریری که به اشخاص در حال خواب حمله می‌کنه. معمولاً در شب‌ها و در شکل حیوانات خانگی، مار یا یک انسان ظاهر و باعث کابوس می‌شه.

در بین تاتارها، باشقورت‌ها «اوبئر»، در بین ماری‌ها «ووور»، در متون قدیمی اسلاویک «اوپئر» گفته شده.

دنبامون کثیف نیست!!!!!!!!

همش از اینکه چقدر دنیامون ظالم و کثیفه دم میزنمیم، هر اتفاقی می افته و آسیبی بهمون میرسه این جمله رو استفاده می کنیم: دنیای کثیف و ظالمیه به هیشکی رحم نمیکنه!!!! من از شما می پرسم دنیامون کثیفه یا آدمای توش؟! مطمئنا دارین به این فک می کنین که چه فرقی داره؟به نظر من خیلی فرق داره !! یکم بهش فکر کن شاید تو هم بتونی فرقشون رو تشخیص بدی! دنیای ما سر سخته و قوانین ثابتی داره که اگه بخوای اونارو بشکنی عواقبتی داره واست!!اما نمیشه بهش ظالم گفت،میشه؟! اما تو این دنیا آدمای کثیف خیلی زیاده ظالم خیلی خیلی بیشتر از مظلومه!! اما آدمای خوب و تمیزم تو این دنیا هست، آدمایی که ارزش این رو دارن که بخاطر اونا جنگید و جا نزد. مهمتر از همه به این دنیا کثیف نگفت!! خواهش می کنم از اونایی نباشین که قدر آدمای خوب دورو برشون رو نمیدونن و کم کم با حرفای بی مورد و بی جا  و شبهه های بی خود عینکی که به چشم دارین رو کثیف نکنین چون اگه اینطور بشه دیگه هیچ کسی رو تمیز و معصوم نمی بینین!!!!

دنیایی که من توش زندگی می کنم کثیف نیست، تمیز و خیلی خیلی زیباست،فرقی نداره چه مجازی چه واقعی !!

عمارت جهانسوز ميرزا


عمارت آق قلا ( عكس از آلبوم بيوتات ناصرالدين شاه)

 عمارت جهانسوز ميرزا (عكس از آلبوم بيوتات ناصرالدين شاه)




پل پهلوی دژ(آق قلا)

اين پل بر روي گرگان رود ، در شهرستان آق قلعه (پهلوي دژ) و حدود 18 کيلومتري شمال گرگان واقع گرديده و از آثار دوره صفوي است که در دوره اخير تعميرات و مرمت هايي در آن صورت گرفته و اکنون نيز مورد استفاده است. پل آق قلا به طول حدود 70 متر و عرض گذرگاه حدود 30/4 متر و حداکثر ارتفاع حدود 14 متر – از سطح آب – يکي از نمونه هاي منحصر به فرد در اين منطقه است. مصالح اصلي پل ، آجر و ملات گچ و آهک بوده و در تعميرات دوره اخير ، از سيمان و مصالح جديد نيز در آن استفاده شده است. پل مزبور داراي چهار دهانه با طاق جناغي و پايه‌هايي مستحکم است.

پايه هاي پل در جهت شرقي (مخالف جريان آب) براي شکستن فشار آب به صورت مثلثي (موج شکن) شکل گرفته و در جهت غربي (موافق جريان آب) به صورت نيم دايره است. موج شکن هاي پل که اندازه هر يک از اضلاع مثلثي آن به 45/3 متر مي رسد ، در دوره اخير با سيمان اندود شده است. بخش نيم دايره پايه ها در نماي غربي ، علاوه بر اينکه به عنوان پشتيبان بدنه پل است ، با تمهيدات درنظر گرفته شده و آجرکاري زيبا ، به صورت عامل تزييني درآمده است. موج شکن هاي مثلثي و پشتيبان هاي نيم دايره پل تا نزديک سطح پل بالا آمده است. در بالاي تعدادي از پشتيبان هاي پل ، قاب هاي مستطيل شکلي تعبيه شده که امروزه دو عدد از آنها باقي است. اين قاب ها احتمالاً براي تزيين يا قرار دادن کتيبه درنظر گرفته شده است.

سطح گذرگاه پل که از طرفين با جان پناهي به ارتفاع 10/1 متر و پهناي 50 سانتي متر محدود شده است ، در گذشته سنگ فرش بوده ؛ ولي در دوره اخير با آسفالت پوشش يافته است. پهناي گذرگاه پل (فاصله بين جان پناه ها) از 20/4 تا 40/4 متر متغير است. جان پناه هاي پل نيز در دوره اخير با سيمان اندود شده است. اين تغييرات ، به اصالت تاريخي پل لطمه وارد ساخته است. عرض دهانه هاي پل ، از شمال به جنوب به ترتيب : 5/7 ، 6 ، 7 و 40/6 متر است. ارتفاع دهانه ها نيز از تيزه قوس تا سطح آب ، به ترتيب : 75/9 ، 40/11 ، 12 ، 70/10 متر و ضخامت بخش فوقاني پل ، از تيزه طاق ها تا لبه پل ، به ترتيب : 10/2 ، 80/2 ، 40/2 و 2 متر است. درون اولين چشمه از جهت شمال غربي ، سکوي مستطيل شکل و بلندي به عرض 10/2 متر با آجر ساخته اند که ظاهراً همزمان با احداث پل بوده و به عنوان صفه اي جهت استراحت و نشيمن به کار مي رفته است. پل آق قلا به شماره 919 به ثبت تاريخي رسيده است.

آمادگی برای درس خواندن


اس ام اس شروع مدارس و سال تحصیلی جدید

سال تحصیلی جدید رو به همه و به ویژه دوستان دانش آموز و دانشجویان ترکمن تبریک می گویم

امیدوارم همیشه موفق باشید !!!

حلول ماه مهر

ماه اتمام خوابهای رویایی

شب بیداری های طولانی

بخور بخواب و بیکاری

گشت و گزار و عیاشی

بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد

بقیه را در ادامه مطالب ببینید.....

ادامه نوشته

آتالار نقلی (ضرب المثل های ترکمنی به همراه ترجمه فارسی)

ادامه نوشته

خواب بی تعبیر

عنوان شعری است طنز گونه که واقعیت زندگی خیلی هاست

خواب می دیدم که وضعم خوب بود            روزگارم عالی و مطلوب بود

قسط هایم را به موقع داده ام             گویی از مادر دوباره زاده ام

جیب پر پول سوی بقالی شدم             قرض او دادم زغم خالی شدم

قبض آب و برق را پرداختم             با موبایل و پول بنزین   ساختم

پول گاز و حرف هم آماده شد             جمله در یک شعبه بانک داده شد

پول دانشگاه و استاد زبان              تسویه کردم سریع و بی امان

میوه های تازه را برداشتم              در ترازوی دکان بگذاشتم

چون ز قیمت ها نپرسیدم از او               کرنش و تعظیم هم دیدم از او

بچه ها را برده بودم توی پارک              ساندویچ و آبمیوه در هوای خوب و پاک

جملگی خوشحال و خندان می شدند        چون رها از بند و زندان می شدند

یاد باد آن شب چه حالی داشتم               بذر خوشبختی به دل می کاشتم

فارغ از افسردگی و غصه بودم                  گویی از دنیای خاکی رسته بودم

حیف شد بانگ خروسی نیمه شب             خواب شیرینم گرفت آن بی ادب

ناگهان آن لحظه های ناب رفت                 چون حبابی شد ز روی آب رفت

چشم بگشودم جهان را تیره دیدم             چشم های خسته ام را خیره دیدم

کاش می شد تا همیشه خواب بود            صاحب یک روزگار      ناب بود

چشم بیدار و گرسنه چشم نیست            درد  دلهایم به غیر از پشم نیست

شعر از احمد علي ناظري

 

 

قالب ترکمنی

دانلود

انگري بردز واقعی

بدون شرح...